پهلوون پرشان
قهرمان ایران زمین
229
تاريخ : 18 / 8 / 1391 | نویسنده : مامان زهرا

بعداز یکسال و یازده روز ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نمی دونم واقعا این آدما بعد از  این همه دل شکستن ها  حرفی هم واسه گفتن دارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  




بازدید : 160 مرتبه | موضوع :
228
تاريخ : 10 / 8 / 1391 | نویسنده : مامان زهرا

پرشان پسر دو روزه که خودش بدون کمک  راحت با موس کار می کنه و این موضوع از یه طرف خیال مامان و بابا رو راحت کرده چون دیگه مجبور نیستند که کنارش بشینن و به دستورات آقا عمل کنن ، از طرف دیگه خیالشون ناراحته چون همه جا سرک می کشه و جای همه برنامه ها و فولدر ها و ... رو تغییر می ده  و باید کلی دنبال چیزی که میخوان بگردن تا پیداش کنن اکثرشون هم داخل recycle bin  پیدا می شن چون به قول پسری هر برنامه ای که خوشش نیاد آتغاله (آشغاله ).




بازدید : 124 مرتبه | موضوع :
227
تاريخ : 7 / 8 / 1391 | نویسنده : مامان زهرا

مدتیه که پسری عشق ماشین شده و هر بار که با مامان و بابایی بیرون می ره بیرون حتما باید براش یه ماشین بگیرن اونم از نوع فلزی نه هر ماشینی . امروز هم تو مهستان داخل اسباب بازی فروشی رفت و یه بنز و یه گلف به انتخاب خودش از مغازه دار که عمی صداش می کرد گرفت و هر چی مامان اصرار کرد که یکی شو انتخاب کنه قبول نکرد هر دو تا رو چشمش گرفته بود و نمی تونست ازهیچکدومشون بگذره و نتیجه این شد که بابا هردوتا رو براش خرید، چکار می شه کرد مبارکش باشه.




بازدید : 108 مرتبه | موضوع :
226
تاريخ : 5 / 8 / 1391 | نویسنده : مامان زهرا

عسل مامان، دیروز که با بابایی رفته بود بیرون یه جورایی بود و اصلا لبش نمی خندید و سرش رو پایین انداخته بود و به گفته بابا از اینکه کچل شده خجالت می کشید، امروز مامان و بابا مطمئن شدن که پسری از کچل بودنش خیلی ناراحته و خجالت میکشه چون امروز باهم رفتیم مرکز خرید مهستان و اونجا پسری همش سرش پایین بود و اصرار داشت کلاه سوئی شرتش سرش باشه ، عروسک مامان از اینکه مو نداشت ناراحت بود و بد خلق شده بود ، الهی مامان قربون پسرک فهمیده و با شعورش بره که انقدر رو تیپ و ظاهرش حساسه .

عروسکم ، مامان همه جوره دوست داره کچل یا مودار فرقی نداره تازه اینجوری بیشتر می میره برات بوس بوس بوس.

قربونت برم که عاشق این بوت های قدیمی مامانی





بازدید : 120 مرتبه | موضوع :
225
تاريخ : 3 / 8 / 1391 | نویسنده : مامان زهرا

امشب حال مامان اصلا خوب نیست چون احساس می کنه به عزیزترین کس زندگیش خیانت کرده چطوری به این گناهش اعتراف کنه نمی دونه ولی امیدواره که خدا ببخشتش ، امروز وقتی پسری حموم  بازی می کرد مامان رفت سراغش تا با ماشین موهاش رو سبک تر کنه چون پسری جدیدا از ارایشگاه بدش می اومد ، اول به پسری گفت که میخواد با ماشین بابا این کار رو انجام بده چون جدیدا عاشق الگو گرفتن ازباباست با این حرف مامان اول اونو راضی کرد تا اجازه بده به موهاش دست بزنه وبعد که شروع به کارش کرد یهو یه قسمت از موهاش رو به اشتباه از ته زد و مجبور شد که این کار رو تا آخر ادامه بده وبرای این کار باید پسری رو بیشتر گول می زد ولی عروسک مامان اعتراضی نداشت حتی همه اسباب بازیهاش رو هم می اورد تا مامان اصلاح کنه خلاصه مامان با هزار کلک کارش رو تموم کرد وقتی پسری سرش رو بالا آورد و به مامان نگاه کرد  اون لحظه بود که دنیا رو سر مامان خراب شد یه صورت بی نهایت ماه و معصوم جلوی چشاش بود مامان نمی تونست توی چشای فرشته نگاه کنه وای چقدر از کاری که کرده بود پشیمون بود ازحموم اومد بیرون و جرآت نداشت بره پسری رو بشوره و بیاره جواب بابا رو چی می خواست بده ؟ خدایا  گناه مامان رو ببخش .

 

 




بازدید : 184 مرتبه | موضوع :